وبلاگ زیست شناسی فرزانگان خرم آباد
کشف کرم بمب افکن
به
گزارش مهر، محققان این گونه از کرمهای درخشان ساکن را در اعماق اقیانوسها
کشف کرده و مشاهده کردند این جانداران در برابر شکارچیان رفتار بسیار
عجیبی از خود به نمایش می گذارند. این جانداران در هنگام احساس خطر مهاجم را با
استفاده از قطعاتی درخشان از بدن خود بمباران می کنند. محققان دانشگاه
کالیفرنیا این جاندار را به صورت کاملا تصادفی و در حالی پیدا کرده اند که
مشغول اکتشاف در اعماق اقیانوسها بوده اند. به گفته دانشمندان این
جانداران از خصوصیات شگفت انگیز متعددی برخوردار بوده و در عمق 3700 متری
از عمق اقیانوس کشف شده اند. گونه های مختلف این کرمها درخشش های رنگی متفاوتی
را از خود ایجاد می کنند و برخی از آنها برای نجات خود از مهلکه بمبهای
درخشانی را برای گیج کردن مهاجم پرتاب می کردند تا فرصت مناسب برای فرار
را به دست آورند. کرمهای درخشان در عین حال شناگران قدرتمندی بوده و از
پرزهای طولانی موجود بر روی بدنشان به عنوان پدال هایی برای سرعت بخشیدن
به شنا استفاده می کنند. دانشمندان به دلیل پرتاب بمب های درخشان نام Swima
Bombiviridis را برای این کرمها انتخاب کرده اند ، کرمهای درخشان معمولا
دارای هشت بمب هستند که یک یا دو بمب را به صورت همزمان پرتاب می کنند. به دلیل کوچک بودن بمبها و نور شدیدی که توسط
زیردریایی برای اکتشاف مورد استفاده قرار می گیرد امکان تصویربرداری از
پدیده بمباران کرمها به وجود نیامده و به همین دلیل دانشمندان برای انجام
مطالعات بیشتر کرمهای بمب افکن را به سطح آب انتقال داده اند. تعیین دقیق زمان مرگ در جرم شناسی بسیار اهمیت دارد.اندازه گیری غلظت پتاسیم مایع
زجاجیه روشی است که بیش از سه دهه از پیشنهاد و بررسی ان میگذرد.مصونیت ماده زجاجیه
از آلودگی ،خون و باکتریها پس از مرگ ،سهولت نمونه برداری و عدم نیاز به کالبدشکافی
از مزایای این روش محسوب می شود.تجزیه پتاسیم زجاجیه با دو روش الکترودهای یونی
ویژه که یک روش پتانسیل سنجی است و نور سنجی شعله ای که یک روش طیف سنجی است انجام
می گیرد.سپس مقدار پتاسیم بدست آمده با منحنیهای استاندارد غلظت یون پتاسیم بر حسب
زمان مرگ که برای دو گروه سنی کودکان وبزرگسالان مجزاست،مقایسه می شود. امتحانامون شروع شدن وایییییییییییییییییییییی خلاصه اومدم بگم تا بعد از امتحانامون نمیتونم آپ کنم [تعجب][تعجب][تعجب][تعجب] تعجب؟؟؟ تعجب نداره خوب میخوایم درس بخونیم تا خانم دکتر بشیم وایییییی نمره هامون خوشحالم .. چون بعد از امتحانام میتونم تند تند آپ کنم (البته اگه کارم به شهریور نکشه) تا بعد بابای پاورقی1: واسمون دعا کنید آزمایش
اول : پاستور لوله ای شیشه ای برگزید و درون آن
مقداری پنبه قرار داد . سپس با کمک تلمبه ای ، مقداری هوا به درون لوله کشید .
سطحی از پنبه که هوا از آنجا وارد لوله می شد ، رفته رفته رو به تیرگی گذاشت تا
اینکه به کلی سیاه شد . پاستور این پنبه را در مخلوطی از اتر و الکل
وارد ساخت و آنچه را که در ته محلول رسوب کرده بود زیر میکروسکوپ ساده ی خود بررسی
کرد . در این بررسی مشاهده کرد
که ذره های گوناگون گرد و غبار ،گرده های گل ها ، باکتری ها ی فراوان ، هاگهای
گوناگون و حتی تارهای پشم در رسوب وجود دارد . پاستور از نخستین آزمایش
خود نتیجه گرفت : هوا
میکروب های فراوان دارد . آزمایش
دوم : پاستور مقداری آبگوشت که
در آن گوشت بدون چربی پخته و آب وجود داشت و محیط غذایی مناسبی برای میکروب ها به
شمار می رفت را در شیشه ی دهانه بازی ریخت و آن را در مجاورت هوا قرار داد . پس از چند روز آبگوشت گندیده شد . او آبگوشت
گندیده را زیر میکروسکوپ ساده ی خود نگاه کرد و آن را پر از میکروب یافت . پاستور برای اینکه اطمینان
حاصل کند که میکروب های هوا سبب گندیدگی آبگوشت شده اند ، مقداری از آبگوشت تازه
را در شیشه ی دهانه باریکی ریخت و پس از جوشاندن ، دهانه ی شیشه را گرما داد تا
گداخته شد و با این کار دهانه ی آن را بست . این آبگوشت مدت ها بدون آنکه گندیده شود ،
همچنان سالم باقی ماند . پاستور از این آزمایش نتیجه گرفت : جوشاندن
آبگوشت ، میکروبهای هوا را که عامل گندیدن آبگوشت هستند ، از
بین می برد . آزمایش
سوم : پاستور برای یافتن اطمینان
بیشتر از اینکه میکروب های هوا سبب آلوده شدن آبگوشت شده اند ، یک بالون انتخاب
کرد و در آن آبگوشت ریخت و جوشاند . سپس ظرف و آبگوشت جوشیده ی درون آن را توسط یک
لوله ی خمیده ، در معرض هوا قرار داد .مدت
ها گذشت و فسادی حاصل نشد . در این آزمایش ،
لوله ی خمیده ، مانع ورود میکروب های زنده ی هوا به درون آبگوشت شده بود .
سپس پاستور با خم کردن ظرف
، مقداری از آبگوشت را وارد لوله ی خمیده ی متصل به ظرف آبگوشت کرد . سپس این آبگوشت موجود در لوله را با خم کردن
مجدد ظرف ، به ظرف آبگوشت برگرداند . پس از مدتی آثار فساد و گندیدگی در آبگوشت
ظاهر شد . پاستور
نتیجه گرفت : آبگوشت
خودبخود گندیده نمی شود ، بلکه میکروبهایی که در ناحیه خمیده لوله قرار داشته اند
باعث گندیدن آبگوشت شده اند . مقاومت مخالفان پاستور : معتقدین به خلق الساعه به
آزمایشهای پاستور این ایراد را وارد کردند که : گرما دادن آبگوشت شرایط محیطی لازم برای خلق
الساعه را از بین می برد . و اگر گرما وجود نداشته باشد ، حتما همه ی میکروب ها به
وجود خواهند آمد . پاستور برای رفع این ایراد
آزمایشی دیگر انجام داد که به آزمایش چهارم پاستور مشهور است . با این
آزمایش دیگر شکی باقی نماند که نظریه خلق الساعه باطل است . آزمایش
چهارم : پاستور ظرفی شیشه ای مطابق شکل تهیه کرد . این
ظرف را قبلا گرما داد تا بدون میکروب شود
. سپس دهانه ی بالایی آن را از پنبه ی استریل (بدون میکروب) پر کرد . نوک
تیز لوله و پهلوی شیشه را با الکل پاک کرد و پوست گردن اسبی را هم با الکل پاک کرد . سپس نوک تیز شیشه را
به سیاهرگ گردن اسب فرو کرد و کاری کرد که سر آن بشکند . (کاری شبیه تولید سوزن
سرنگ) . پاستور از بالای پنبه هوای درون شیشه را با
تلمبه بیرون کشید .در نتیجه ی بیرون کشیده شدن هوای شیشه و ایجاد خلاء نسبی ، خون
سیاهرگ گردن اسب به درون شیشه سرازیر شد . هنگامی که مقدار کافی خون اسب درون شیشه
جمع شد ، پاستور با احتیاط لوله ی نوک تیز
را از گردن اسب بیرون آورد و بلافاصله نوک لوله را یست . خون درون شیشه مدت ها بدون
آنکه گندیده شود بلقی ماند و حال آنکه اگر خون در مجاورت هوا قرار می گرفت فوراً
فاسد می شد . پاستور در آزمایش چهارم
بدون گرما دادن خون مانع آلوده شدن آن به میکروب شد و ثابت کرد : خون
خودبخود میکروب (موجود زنده) تولید نمی کند .بزرگترین جانور زمین است. 16متر طول و 72 تن وزن دارد.(همچین کوچولوم نیستش) .از ماهی های کوچک و خرچنگ های ریز تغذیه می کند. .دندان ندارد به جای آن در دو طرف آرواره بالایش چند ردیف اندام شانه مانند دارد که غذا هنگام خارج شدن آب در لای دندانه های شانه مانند گیر می کند. .هر روز 2تن غذا می خورد در 4 وعده که می کند به عبارتی وعده ای 500 کیلوگرم .ترتیب مراحل گوارش در وال این گونه است: غذا---(گوارش مکانیکی در دهان) --->ذرات غذایی---(هیدرولیز)--->مونومر---(جذب در روده)--->ورود مونومرها به خون لاک پشت های دریایی تخم های خود را در ساحل محلی بالاتر از خط جزر و مد آب دفن می کنند. وقتی نوزادهای آن ها از تخم در آمدند باکندن زمین به سطح آمد و به سرعت مستقیما به طرف آب پیش می روند. ؟؟فکر می کنید لاک پشت ها از کجا می دانند که از چه مسیری بروند؟؟ حس های بویایی و چشایی به گیرنده های شیمیایی وابسته اند که پیام های عصبی را وقتی به مغز می فرستد که مولکول های معینی به آن ها متصل می شوند. در انسان گیرنده های بویایی در بالای حفره ی بینی قرار دارند.گیرنده های چشایی در جوانه های چشایی روی زبان هستند.گیرنده های بویایی به مواد شیمیایی که احساس بوهای مختلف را ایجاد می کنند پاسخ می دهند‘در حالی که در مورد حس چشایی فقط 4 نوع گیرنده اصلی وجود دارند که به بسیاری از ترکیبات شیمیایی که طعم شور‘شیرین‘ترش و تلخ را دارند پاسخ می دهند. دستگاه لیمبیک در احساسات و حافظه نقش دارد یکی از خواسته های بزرگ زیست شناسی امروز تهیه نقشه ی قسمت هایی از مغز که در احساسات یادگیری و حافظه ی انسان به کار میروندو مطالعه ی عمل متقابل این قسمت هاست.بیشتر احساسات یادگیری و حافظه ی انسام وابسته به دستگاه لیمبیک است که یک واحد عملکردی شامل چند مرکز تفسیر و مسیر های نورونی دارای ارتباطات درونی در مغز جلویی می باشد. دستگاه لیمبیک شامل قسمت هایی از تالاموس و هیپوتالاموس و دو نیم حلقه دور آنها که توسط قسمت هایی ازقشر مخ شکل گرفته می باشد.دو ساختارمخ شامل آمیگدال و هیپوکامپ نقش های کلیدی را در حافظه یادگیری و احساسات ایفا می کنند.اطلاعات حسی در آمیگدال تجمع می یابند.به نظر می رسد آمیگدال به عنوان یک فیلتر حافظه عمل می کند و در آنجا اطلاعات برای این که به خاطر سپرده شوند توسط اتصال با یک رویداد یا یک احساس و هیجان مهم نشانه گذاری می شوند.هیپوکامپ به طور نزدیکی با آمیگدال هیپوتالاموس و ساقه مغز و قشر جلوی پیشانی مخ عمل متقابل دارد.قشر جلوی پیشانی بخشی از مخ است که در یادگیری هایی پیچیده استدلال و شخصیت به کار می رود. ما نقش دستگاه لیمبیک را هم در هیجان و ها در حافظه زمانی احساس می کنیم که بوهای معینی خاطرات بویایی را به یاد می آورند.آیا شما تا به حال تجربه کرده اید که یک رایحه خاص به طور ناگهانی شما را برای بعضی چیزهایی که در زمان کودکی برای شما اتفاق افتاده دلتنگ ساخته باشد؟بنابراین یک بوی معین می تواند فورا فعالیت مراکز احساسات و حافظه را در دستگاه لیمبیک به راه اندازد. من تازه به شادی و جیران جونم پیوستم امیدوارم مطالبی که میذارم براتون جالب باشه البته به کمکتون احتیاخ دارم منتظر نظراتون هستم آبریزش بینی، ریزش اشك، سرفه و عطسه از جمله علایم آلرژی هستند. داروها، مواد شیمیایی و حتی شرایط فیزیكی خاصی می توانند چنین علایمی را ایجاد كنند.آلرژی معمولا در فصل بهار ظاهر میشود... سال جدید رو به همه تبریک میگم.مدتی بود که نبودم. الان بازم کارمو شروع کردم امیدوارم مطالبم به دردتون بخوره. واحد بنیادی
حیات ، سلول نام دارد. بطور کلی سلولها به دو گروه عمده پروکاریوت
و یوکاریوت تقسیم میشوند. اصطلاح پروکاریوت مرکب از دو واژه پرو
(Pro) به
معنی پیش و کاریوت به معنی هسته است و این اصطلاح در مورد سلولی بکار میرود که
فاقد هسته و
اندامکهای محدود به غشا است. اندازه یک سلول پروکاریوت 1 تا 10 میکرومتر است.
باکتریها شاخصترین
نوع پروکاریوتها هستند. چرا عنکبوت در تار خود زندانی نمی شود؟ عنکبوت با تارهای خود تارهایی میسازد و بعد مگس را به خانه اش دعوت می کند. مگس بیچاره فریب می خورد و نمی داند که عنکبوت خودش راه فرار را می داند. قدم به خانه عنکبوت می گذارد و در تله او گرفتار می شود. با این کار خوراک لذیذی برای عنکبوت فراهم شده است. عنکبوت تارهای گوناگونی دارد.برخی ازآنها چسبناکند که برای به دام انداختن و شکار به کار می روند اما برخی دیگر حالت چسبندگی نداشته و نقش پره های چرخ را برای محکم کردن تارهای دیگر بازی می کنند. عنکبوت که همه جای خانه خود را خوب می شناسد می داند که کدامیک از تارها چسبناک نیست او با حس بساوایی قوی که دارد به گونه ای از میان تارها عبورمی کند که هرگز پایش به تارهای چسبنده برخورد نکند و با این راه رفتن حشرات دیگر را فریب داده و به دامش گرفتار می کند. فیل یا کاشف پنی سیلین فیلها به بهداشت و پاکیزگی خویش علاقه فراوانی دارند و برای رفع آلودگی های خویش آب تنی می کنند. یکی از ناراحتی های فیل ها صدماتی است که موشهای جنگلی به ناخن های فیل ها وارد می کنند به این معنی که هر وقت فیلها خوابیده باشند موشهای جنگلی از فرصت استفاده می کنند و ناخن و دست و پای فیلها را می جوند. بر اثر این جویدگی جراحاتی در دست و پاهای فیلها ایجاد می شود که گاهی بر اثر آلوده شدن به آبهای کثیف و خاک وگل چرکی وعفونی می شوند. فیل ها بلافاصله درصدد معالجه و مداوای زخم خویش بر می آیند و به اعماق جنگل ها می روند و دست و پای خود را در میان خزه هایی که به واسطه رطوبت و عدم نفوذ آفتاب در جنگل روییده می گذارند و با کمک خرطوم خویش مقدار زیادی از این خزه ها را روی زخم جمع می کنند و مدتی در همان محل به استراحت می پردازند تا خزه ها اثر خود را بر روی جراحات بگذارد. دانشمندان حیوان شناس پس از سالها تفحص و تجسس بالاخره به این نتیجه رسیده اند که این نوع خزه های جنگلی محتوی پنی سیلین طبیعی است که خاصیت گند زدایی و ضد عفونی شدیدی دارد. سلول های بنیادی از مغز استخوان تا موی سر سلولهای بنیادی ((stem Cell سلول های اولیه ای هستند که قادر به ایجاد هر نوع سلولی در بدن هستند. این سلول ها می توانند تحت تأثیر بعضی شرایط فیزیولوژیک یا آزمایشگاهی به سلول هایی با عملکردهای اختصاصی مانند سلول های عضلانی قلب یا سلول های تولیدکننده انسولین در پانکراس و... تبدیل شوند. براي مطالعه كل مقاله روي ادامه مطلب كليك كنيد آستیگماتیسم (astigmatism) یك نقص خفیف و به راحتی قابل درمان انحنای چشم شماست که باعث تاری دید میشود. آلزایمر با از دست دادن حافظه کوتاه مدت، فراموش کردن آدرس ها و اسم ها آغاز می شود و کم کم تا آنجا پیش می رود که فرد حتى راه بازگشت به خانه را فراموش می کند.




![]()

ماساژ غير اصولي گردن از عوامل بروز سکته مغزي است
پزشکان آمريکايي هشدار دادند که صدمات وارده به گردن به دليل ماساژ غير اصولي ميتواند منجر به سکته شود.
مصرف بيمورد آنتي بيوتيکها عامل اصلي بروز برونشيت حاد است
يک فوق تخصص بيماريهاي ريه معتقد است اصلي ترين عامل ايجاد کننده بيماري برونشيت حاد تجويز آنتي بيوتيکها در مواقع غيرضروري است.
چشمان
شما چه رنگی است؟ یه مطلب جالب در مورد چشم رنگی ها واستون گذاشتم نظر یادتون نره
محققان ميگويند: نمك به طور طبيعي خلق را بهبود ميبخشد و مصرف مقدار مناسب آن ميتواند براي بهبود روحيه مفيد باشد.
![]()
البته سک سکه برای دانشمندان همچنان به صورت یک راز باقی مانده است . عقیده بر این است که سک سکه فایده خاصی برای بدن ندارد و بازمانده یک عملکرد بدنی است که در طی تکامل از بین رفته است ( مثلاً حرکت تکاملی جانور آبزی آبشش دار به سمت تکوین و ایجاد پستاندار ساکن خشکی !) .
با کمک امواج مافوق صوت مشخص شده که جنین انسان هم ، سک سکه را تجربه می کند و عقیده بر این است که سک سکه جنین ، نوعی نرمش برای سیستم تنفسی قبل از تولد محسوب می شود و یا عاملی برای خروج مایع آمنیوتیک از ریه جنین است .چه عواملی باعث آلرژی می شوند؟

ادامه مطلب![]()
![]()
مقایسه ساختمان سلول پروکاریوت و یوکاریوت
حجم یک سلول یوکاریوتی (سلولهای جانداران و
گیاهان عالی و سلولهای انسانی) هزاران بار بزرگتر از نوع پروکاریوتی
است. ماده ژنتیکی یک سلول یوکاریوتی عمدتا در هسته (Nucleus) متمرکز
است. بخش اندکی نیز درون اندامکهای درون سلولی نظیر میتوکندری ،
کلروپلاست و گلیاکسیزوم
دیده میشود. در حالیکه ماده ژنتیکی سلول پروکاریوتی که از لحاظ
کمیت 700 مرتبه کمتر از ماده ژنتیکی نوع یوکاریوتی است، در ناحیه شبه
هستهای موسوم به نوکلوئید (Nucleoid) متمرکز
شده است.دو نوع سلولی پروکاریوتی و یوکاریوتی از لحاظ جنس وسیله حرکتیشان یعنی تاژک نیز متفاوت میباشند.
بطوریکه تاژک سلول یوکاریوتی عمدتا از جنس پروتئین استوانهای شکل میکروتوبول است. در حالیکه تاژک سلول پروکاریوتی از جنس پروتئین فلاژلین میباشد.
فرایندهای آندوسیتوز و اگزوسیتوز را فقط در انواع یوکاریوتی میتوان یافت و پروکاریوتها فاقد آن هستند.
ادامه مطلب
وقتی زیست شناسان پیشگام توالی ژنوم انسان را در سال های پایانی دهه ۱۹۹۰ میلادی مشخص
می کردند (یعنی تعداد ژن های گنجانده شده در سه میلیارد جفت باز سازنده DNA را برآورد کردند) چندین برآورد به هم خیلی نزدیک بودند. بیش از یک دهه پذیرفته شده بود که ما حدود ۱۰۰ هزار ژن نیاز داریم تا هزاران فرآیند سلولی که ما را زنده نگه می دارند، به انجام برسانند. با وجود این، مشخص شد که ما فقط حدود ۲۵ هزار ژن داریم، یعنی به همان اندازه که یک گیاه گلدار بسیار کوچک به نام Arabidopsis دارد و اندکی بیشتر از کرمی به نام Caenorhabditis elegans.
این شگفتی باعث بحث های نقادانه در حال رشدی در میان ژنتیک دانان شد. آنها به این نتیجه رسیدند که ژنوم ما و پستانداران دیگر انعطاف پذیرتر و پیچیده تر از آن چیزی است که تاکنون به نظر می رسید. تصور قدیمی یک ژن/ یک پروتئین کنار گذاشته شده است؛ اکنون مشخص شده است که ژن های زیادی می توانند چند پروتئین تولید کنند. پروتئین های تنظیمی،RNA و بخش های نارمزدهنده DNA و حتی تغییرهای شیمیایی و ساختاری خود ژنوم تعیین می کنند که ژن ها چگونه، کجا و چه زمانی بیان شوند. مشخص کردن اینکه همه این عوامل چگونه با هم کار می کنند تا چگونگی بیان ژن را پی ریزی کنند، یکی از چالش های اصلی پیش روی زیست شناسان است.
در چند سال گذشته، روشن شده است پدیده یی به نام «پیرایش جایگزین»(alternative splicing) یکی از علت هایی است که باعث می شود ژنوم انسان با تعداد اندکی ژن، چنین پیچیدگی را به وجود آورد. ژن های انسان هم DNA رمزدهنده (اگزون) و هم DNA نارمزدهنده (اینترون) دارد. در برخی ژن ها، ترکیب متفاوتی از اگزون ها می تواند در زمان های مختلف فعال شود و از هر ترکیب، پروتئین متفاوتی به دست آید.
«پیرایش جایگزین» از مدت ها پیش به عنوان یک نقص نادر طی فرآیند رونویسی از ژن در نظر گرفته می شد، اما پژوهشگران هم اکنون به این نتیجه رسیده اند که این پدیده دست کم در نیمی از ژن های ما رخ می دهد؛ البته برخی ژنتیک دانان از همه ژن ها ی ما یاد می کنند، این یافته گام بلندی به سوی توضیح این حقیقت بود که چگونه تعدادی ژن، صدها و هزاران پروتئین مختلف تولید می کنند. اما این پرسش که ماشین رونویسی چگونه تصمیم می گیرد کدام بخش های ژن در زمانی خاص خوانده شوند، هنوز یک راز است.
چنین چیزی را درباره سازوکارهایی که تعیین می کنند کدام ژن ها یا دسته یی از ژن ها در زمان و مکان خاص روشن یا خاموش می شوند، نیز باید گفت. پژوهشگران کشف کرده اند که هر ژن برای اینکه کارش را انجام دهد به بازیگران پشتیبانی نیاز دارد و گاهی تعداد آنها به صدها بازیگر می رسد. اینها شامل پروتئین هایی هستند که ژن ها را خاموش و فعال می کنند؛ برای مثال با افزودن گروه های استیل یا متیل به DNA پروتئین های دیگر که عوامل رونویسی نامیده می شوند، به طور مستقیم تری با ژن ها برهم کنش دارند؛ آنها به جایگاه های خاصی، نزدیک ژنی که زیر فرمان آنهاست متصل می شوند. مانند مورد «پیرایش جایگزین»، فعال شدن، ترکیب های مختلفی از جایگاه های اتصال، تنظیم ظریف بیان ژن را امکان پذیر می سازد، اما هنوز پژوهشگران باید به دقت مشخص کنند که چگونه همه این عوامل تنظیمی با هم کار می کنند و چگونه با پیرایش جایگزین هماهنگ می شوند.
در دهه گذشته یا اندکی پیش تر، پژوهشگران نقش کلیدی پروتئین های کروماتین و RNA را در تنظیم بیان ژن پذیرفتند. پروتئین های کروماتین در اصل به بسته بندی DNA و حفظ شکل مارپیچی آن کمک می کنند. با تغییر اندکی در شکل کروماتین، ممکن است ژن های مختلف در معرض ماشین رونویسی قرار گیرند.
ژن ها به میزان RNA نیز حساس هستند. مولکول های کوچکی از RNA، که بسیاری از آنها کمتر از ۳۰ باز دارند، اکنون به عنوان تنظیم کننده ژن در کانون توجه قرار گرفته اند. پژوهشگران زیادی که در ۵ سال گذشته روی RNA پیک و دیگر مولکول های به نسبت بزرگ RNA کار می کردند، اکنون به بررسی این خویشاوندان کوچک تر آنها از جمله RNA میکرو و RNA هسته یی کوچک روی آورده اند. شگفت آور است که این مولکول های کوچک، ژن ها را خاموش می کنند و بنابراین بیان ژن را تغییر می دهند. آنها در تمایز سلولی که طی رشد و نمو جانداران رخ می دهد نیز نقش مهمی دارند، اما چگونگی کارکرد آنها هنوز به درستی مشخص نیست.
پژوهشگران گام های زیادی برای روشن کردن این سازوکارهای گوناگون تنظیم فعالیت ژن ها برداشته اند. ژنوم شناسان با مقایسه ژنوم جانداران شاخه های مختلف درخت تکاملی تلاش می کنند جایگاه بخش های تنظیمی را مشخص کنند و سرنخ هایی برای چگونگی تکامل سازوکارهایی مانند «پیرایش جایگزین» پیدا کنند. در عوض این پژوهش ها راه را برای شناخت چگونگی کار این بخش های تنظیمی روشن خواهند کرد. آزمایش هایی روی موش ها مانند افزودن یا حذف بخش های تنظیمی و دستکاریRNA و مدل سازی رایانه یی می تواند در این راه به ما کمک کند. اما پرسش اساسی که به احتمال زیاد تا مدتی دراز بدون پاسخ خواهد ماند این است؛ چگونه همه این ویژگی ها با هم در یک قالب ریخته شده اند تا جانداری مانند ما را بسازند؟
آستیگماتیسم هنگامی به وجود می آید كه لایه خارجی و شفاف جلوی چشم یعنی قرنیه و یا عدسی چشم كه درون چشم قرار دارد، انحنایش در یك جهت كمی متفاوت از انحنایش در جهت دیگر است.
به این ترتیب سطح قرنیه یا عدسی در بعضی نواحی مسطحتر یا منحنیتر از نواحی دیگر است.
هنگامی كه قرنیه دارای اعوجاج باشد، شما مبتلا به "آستیگماتیسم قرنیهای" هستید. هنگامی كه عدسی دارای اعوجاج باشد" آستیگماتیسم عدسی" دارید.
ادامه مطلب
در سال ۱۹۰۶ میلادى آلویس آلزایمر پزشک آلمانى پس از 20 سال تحقیق توانست تعریفى علمى از این بیمارى ارائه دهد. این بیمارى براى قدردانى از یک عمرتحقیق آلویس آلزایمر،«آلزایمر» نامیده شده است. آلزایمر که به بیمارى پیرى معروف است در واقع چیزى بیشتر از یک فراموشى ساده است.
بیمارى آلزایمر در واقع مشکلى مغزى است. مغز ما از میلیون ها سلول عصبى تشکیل شده است. هر دسته از این سلول هاى عصبى با هم تشکیل یک بخش را می دهند و هر بخش عهده دار یک مسؤلیت است.
ادامه مطلب
توضيح كلي
سكسكه عبارت است از انقباضات ناخودآگاه و مكرر عضله ديافراگم. سكسكه يك علامت است و نه يك بيماري. در ايجاد سكسكه ديافراگم (عضله بزرگ و نازكي كه قفسه سينه را از شكم جدا ميسازد) و عصب فرنيك (عصبي كه ديافراگم را به مغز وصل ميكند) نقش دارند. تقريباً همه ممكن است دچار سكسكه شوند، حتي جنيني كه در رحم مادر است.
ادامه مطلب
فردریک گولاندهاپکینز در ۲۰ ژوئن ۱۸۶۱ در ایستپورن انگلیس در خانوادهای متوسط دیده به جهان گشود، پدرش برادرزاده «جرارد مانلی هاپکینز» یکی از شعرای معروف انگلیس بود. فردریک هیچ وقت طعم محبت پدر را نچشید زیرا وقتی که نوزاد بود، پدرش را از دست داد.مادرش نیز فقط به فکر خودش بود و تنها تا ده سالگی مسئولیت نگهداری فردریک را به عهده گرفت، سپس او را به یک مدرسه شبانهروزی سپرد. فردریک همیشه با میکروسکوپی که از پدرش به یادگار مانده بود به تماشای اجسام ریز میپرداخت. او به ادبیات نیز علاقهمند بود و گاهی اشعار کوتاهی هم میسرود.
ادامه مطلب
ادامه مطلب



